رضا قليخان هدايت
2023
مجمع الفصحاء ( فارسي )
در طبايع هست مرواريد را اصل از شبه * پس چرا ابر شبه رنگ است مرواريد بار دانهء نار است سرخ و روى آبى هست زرد * اى عجب گويى بعمدا خون آبى خورد نار باغها بينم همى پرزنگيان پايكوب * چهره اندوده به قير و جامه آلوده به قار تا كه در رقص آمدند اين پايكوبان خزان * سازها كردند پنهان مطربان نوبهار بندگان مهربان را بهر جشن مهرگان * تحفهها آرند پيش خسروان كامكار گرچه دريا عاجز است از آمدن بر دست ابر * رشتهء لؤلؤ فرستد پيش تخت شهريار پادشاهى چون يكى باغ است و او سرو روان * فر و فتحش بيخ و شاخ و داد و دستش برگ و بار در مدح سلطان گويد مشك و شنگرف است گويى ريخته بر كوهسار * نيل و زنگار است گويى بيخته بر جويبار طبل عطار است گويى در ميان گلستان * تخت بزاز است گويى در ميان لالهزار از زمين گويى برآوردند گنج شايگان * بر چمن گويى پراكندند در شاهوار از شكوفه باغ شد مانندهء رخسار دوست * وز بنفشه راغ شد مانندهء زلفين يار